الشيخ حسين المظاهري

395

جهاد با نفس (فارسى)

چه ؟ بعضى اوقات در روايات مىخوانيم - مثلًا - كسى يك پسر از خدا مىخواهد ، مال مىخواهد ، غم و غصه‌اى دارد و مىخواهد كه رفع بشود ، پروردگار عالم مىبيند صلاحش نيست اما به جايش چيز بهترى به او مىدهد . در قضيه حضرت خضر و حضرت موسى همين طور است كه حضرت خضر بچه را كشت ، وقتى بچه را كشت حضرت موسى نتوانست صبر كند لذا گفت : « اقتلت نفسا زكيه به غير نفس » « 1 » يعنى بچه مردم را كشتى . بعداً كه برايش تفسير كرد ، گفت : اگر اين بچه بزرگ مىشد كافر مىشد و پدر و مادرش را به سر حد كفر مىبرد و آنها هم كافر مىشدند . روايت مىنويسد اين بچه را از او گرفتيم كه به جاى او يك بچه داديم كه از نسل آن بچه هفتاد پيغمبر به وجود آمد . حالا بچه‌اش مىميرد ، داد و فرياد كه اى خدا ، اين چه دردى است كه بر من آوردى ؟ اى خدا مگر من بندهء تو هستم ؟ خدا چرا اين طورى كردى . اگر اين بچه بزرگ مىشد ، برايت يك دفعه خبر مىآوردند كه - العياذ بالله - دخترت عمل منافى با عفت كرده چكار مىكردى ؟ اين بچه مىميرد بهتر بود يا نه ؟ ما كه نمىدانيم كه اوضاع چيست . « عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم ، فعسي ان تكرهوا شيئا و يجعل

--> ( 1 ) . سوره كهف - آيه 74 .